تبليغاتX
خاطرات خانواده - خوراکی های جدید

Mon 29 Sep 2008

خوراکی های جدید

چند تا خوراکی هست که اینجا میخوریم و قبلا نمیخوردیم :

۱- سالسا .که من عاشق دلخسته اش هستم و اگه دم دستم باشه انقدر میخورم تا بترکم . متاسفانه باید هم با چیپس خورد که اون چاق کننده است اما من خیلی دوست دارم . من نه خیلی بی مزه اش رو میخورم و نه اون تندهاش رو .متوسطش باب میلمونه .

۲- آب کرند بری . من شنیدم که این میوه فقط توی آمریکای شکالی به عمل میاد و با توجه به طبیعت متنوع ایران فکر میکنم که اگه بخوان اونجا هم میشه کاشتش اما به هر حال ما از وقتی اومدیم معمولا آب کرند بری توی خونه مون هست که یک کم با آب رقیقش میکنیم و میخوریم .

۳- چای سبز که بعضی اوقات دم میکنم و میخورم . خوبه اما جای چای معمولی خودمون رو نمیگیره .

۴- قهوه که روزهای هفته یکی میخورم . ظاهرا امین خیلی طرفدارش نیست اما من دوست دارم و حتما وقتی بیرون از خونه باشم یکی میخورم . خیلی جلوی خودم رو میگیرم که یکی بیشتر نخورم .

۵- یک چیزی که اینها بهش میگن cereal  و ما نمیدونم بهش چی میگفتیم . بعضی اوقات میگفتند غلات حجیم شده . مثل کورن فلکس که یک نوعشه . انواع و اقسام داره با شکلها و طعمها و خواص مختلف . مثل همون کورن فلکس که بچگیمون میخوردیم میریزیم توی کاسه و یک کم شیر میریزیم روش و بعد میخوریم . قبلا فقط بچه ها برای صبحونه میخوردند اما الان خودم هم میخورم .

۶- من توی ایران اسم سوشی رو شنیده بودم خیلی هم دلم میخواست امتحانش کنم اما نمیدونستم کجا داره . خلاصه اینجا که برای اولین بار دیدم قیافه ام اینطوری شد  . بعد امین توی مهمونی آخر کلاس زبانشون خورده بود و دقیقا توصیفش این بود : مزه اش به اون بدی که آدم فکر میکنه نیست !!! بعد یک بار یکی از دوستامون ما رو مهمون کرد برامون سوشی خرید خدائیش حالمون به هم خورد . البته بیشترش ساشمی بود که یک چیزیه از سوشی بدتر . من دیگه حاضر نشدم سوشی بخورم تا یکی از همکارها آورده بود شرکت و بهم اصرار کرد که این خوبه امتحان کن و وقتی خوردم دیدم عجب خوشمزه است . بالاخره کشف کردم که این سه تا نوعش رو دوست دارم : شریمپ تمپورا ، سوئیت پوتیو و اسپایسی سالمون . اگه خواستین امتحان کنین من اولی رو بیشتر توصیه میکنم چون میگوش سرخ شده است و خام نیست .

فعلا دیگه چیزی یادم نمیاد . کسی چیزی یادشه بگه .

پ.ن. خیلی بی ربط : جنازه به خونه رسیدن ادامه داره . این مطلب رو هم قبلا نوشته بودم . خدا نصیبتون نکنه اینجوری کار کردن که دارم جد و آبادم رو جلوی چشمام میبینم که چا چا میرقصن .

نوشته شده توسط مهسا در 10:53 PM |  لینک ثابت   •