تبليغاتX
خاطرات خانواده - چرا ؟

Tue 16 Sep 2008

چرا ؟

سلام

- کارم رو به مقدار ۷و نیم ساعت در هفته کم کردم . صبحها بچه ها رو دی کر نمیبرم . میبرمشون مدرسه یک ده دقیقه ای توی حیاط بازی میکنن تا زنگشون بخوره بعد با آرتا میرم تا دم کلاسش و تحویلش میدم و میرم سر کار. حدود ۹ و نیم میرسم . تا ۴ و نیم کار میکنم و بعد بدو میام و بچه ها رو برمیدارم . روزهای اول شادمهر کلی غر میزد که چرا زود میای دنبالم اما با توجه به اینکه تازگی کانال تله تون رو هم براشون گرفتیم دیگه غر نمیزنه و با خوشحالی میاد خونه تا به کارتونهای دلخواهش برسه . اما ...

خسته ام .  بی خود و بی جهت .

یک عالمه "چرا؟" دور سرم دور میزنه . بی خود و بی جهت .

- امروز با همکارم وقت نهار رفته بودیم بیرون بهش گفتم احتمالا فکر میکنی خل شدم اما غم اینکه زمستون داره میاد منو گرفته . گفت نه فکر نمیکنم خل شدی اما امیدوار باش که امسال زمستون با توجه به کم شدن کارت بهتر بگذره ....... امیدوارم .

- کارم به شدت خسته کننده است . به شدت کسالت آوره و امروز که بهم گفتند یک کار توی سایت هست برای دو هفته کلی ذوق کردم و با خودم خدا خدا کردم که اون جور بشه . گرچه راهش کم نیست اما خب پول بنزین آدم رو در اونصورت میدن . البته مسلما کارش سنگینه اما دیگه از این کاری که دارم میکنم هم خیلی کسل شدم . نمیدونم . بستگی به سرپرستم داره که دست از سرم بکشه یا نه . به شدت راندمان پائینه و هر چی بهش میگم من کار زیادی روی این پروژه نمیتونم بکنم چون اطلاعات ندارم میگه اشکالی نداره همینطوری مجبوریم پیش بریم و من از وقت تلف کردن متنفرم .

- اما واقعا " چرا؟ "

 - همسایه های بلغاریمون آب شدن و رفتند توی زمین . وقتی ایران بودم آخرین تماسم رو باهاشون داشتم که از طریق ای میل بود و مادر خانواده برام نوشت که وقتی برگشتم کانادا هم رو ببینیم . از وقتی اومدم هر بار رفتم دم خونه شون نبودند . تلفنشون قطعه . ماشینشون توی پارکینگ نیست و بچه شون مدرسه نمیاد و ای میل بعدی منو هم بی جواب گذاشته . فکر کنم مدرسه ازشون خبر داره اما به من چیزی نگفتند و گفتند ما نمیتونیم به شما اطلاعاتی بدیم . هم دلم براشون تنگ شده هم در نهایت خودخواهی به اینکه تنها تر شدیم فکر میکنم . یک همسایه دیگه هم داشتیم که هم رشته مون بودند و اونها هم هفته پیش اومدند برای خداحافظی . پاسپورت کاناداییشون رو گرفتند و کاری توی دوبی پیدا کردند و دارند میرن که بمونن . از شرایط کار اینجا اصلا راضی نبودند و برنامه شون موندن نبود که اینجوری براشون جور شد .  

 - ولی "چرا" ؟

نوشته شده توسط مهسا در 8:25 PM |  لینک ثابت   •