Thu 11 Sep 2008
دکتر یا نظافتچی ؟
نمیدونم اون فیلم رو دیدین یا نه . داستان یک دکتر جراحه که میره خونه و با جسد همسرش روبرو میشه و با قاتل همسرش درگیر میشه اما قاتل در میره اما به جای اینکه دنبال قاتل باشن خود دکتر رو به عنوان متهم دستگیر میکنن و زندانی میکنن . دکتره موفق میشه از زندان فرار کنه و نه تنها باید از دست پلیسها فرار میکرده بلکه دنبال قاتل وانگیزه جنایت هم بوده . با توجه به اینکه در موقع درگیری متوجه یک پای قاتل رو که مصنوعی بوده شده سعی میکنه یک جوری وارد یک بیمارستان بشه که بتونه به اطلاعات پزشکی دسترسی پیدا کنه و مشخصات افرادی رو که پروتز داشتند رو بدست بیاره تا ببینه کدومشون قاتل همسرشه . مجبور میشه به عنوان یک نظافت چی خودشو جا بزنه و یک مدت به عنوان نطافت چی میرفت و میومد . توی همین حین یک تصادف خیلی ناجور میشه و یکهو کلی مجروح میارن توی بیمارستان . خر تو خر عظیمی میشه و مریضها افتاده بودند روی زمین و دکتر به اندازه کافی نبود که اونها رو معاینه کنه و دستور پزشکی بده . این دکتره هم یک گوشه ایستاده بود و به خودش میپیچید . یکی از خانم دکترها میگه تو بیا این بچه رو با عکس رادیولوژیش ببر توی بخش . این هم میگه باشه و توی راه یواشکی یک نگاهی به عکس رادیولوژی میکنه و میفهمه که بچه به عمل فوری احتیاج داره بچه رو به جای اینکه ببره توی بخش میبره اطاق عمل و توی آسانسور دستور عمل رو روی پرونده اش مینویسه و میره تحویلش میده به اطاق عمل و اونها میگن دستور عمل از طرف کیه ؟ یک اسم الکی میگه و با توجه به خر تو خر بودن وضعیت کسی پاپی نمیشه و بچه عمل میشه و جونش نجات پیدا میکنه اما همین کارباعث میشه لو بره و باز مجبور به فرار بشه .
این جا که رسیدیم خواهرم گفت میدونی برای یک پزشک خیلی سخته که ببینه یک کسی درد وناراحتی جسمی داره و اون دکتر نره جلو کاری براش بکنه . من میتونم درک کنم که این دکتره با اینکه میدونست ممکنه اینجوری لو بره اما نتونست جلوی خودشو بگیره .
امروز وقتی روی یکی از پروژه ها یک طرح پیشنهادی گذاشتم سرپرستم گفت ببین ما که طراح نیستیم نمیتونیم اینو عوض کنیم . بهش گفتم ببین اون وقت که این طرح رو دادن شرایط در یک حالت دیگه بوده و حالا که شرایط عوض شده اون طرح دیگه منطقی نیست چون دلیل اصلیش رفته . گفت قبول دارم اما ما طراح نیستیم . همون طرح قبلی رو پیاده کن . گفتم باشه اما من اینو نگه میدارم به طراح اینو یک نشون بدیم . گفت کار ماحتی این هم نیست که پیشنهاد بدیم ، همون چیزی که طراح گفته رو پیاده کن ....
.....
.....
.....
.....
.....
بعد فهمیدم چقدر سخته که آدم دکتر باشه و کار نظافتچی رو انجام بده .
