Tue 9 Sep 2008
4 شماره
۱- هه هه مراسم کلاس اول رفتن آرتا چی بود ؟ بمیرم برای بچه ام که مثل من و باباش بچه دومه و همه مراسم سر اون کمرنگ میشه . نه اینکه بخواهیم ازش غفلت کنیم . باور کنین هر کس خانواده ما رو میبینه میگه شما به آرتا خیلی توجه دارین . درصورتیکه این فقط به این خاطره که آرتا توی جمع خیلی میاد جلو و خودشو مطرح میکنه اما وقتی خودمون با هم هستیم شاید حتی شادمهر بهش وقت حرف زدن نده . خلاصه این قصه حسین کرد برای این بود که انقدر ما فکرمون درگیر مساله بلیط بود و وقتی هم رو دیدیم فکر نمیکردیم بچه ها همون فرداش پاشن برن مدرسه که کلاس اول رفتن آرتا خیلی بی سر و صدا و بدون هیچ مراسم خاصی برگزار شد . حالا شاید براش یک مراسم بگیریم . دیر نشده که !!!
۲- توی این چند وقت چند تا فیلم دیدم
- Interview with the vampire این رو خیلی دلم میخواست ببینم چون برد پیت و تام کروز و آنتونیو باندراس توش بازی میکردن ( به به دیگه چی از این بهتر ) اما فکر کنم روح امین اون دور و برها در حال پرواز بود و راضی نبود من ببینمش چون از دیدن صحنه های مکیدن خون توسط این دراکولا ها انقدر حالم بد شد که دیدم اگه ادامه بدم به حالت تهوع میفتم و قطعش کردم و ندیدم .
- Queen of the demand این یکی رو اصلا به خودم زحمت شروع کردنش رو ندادم چون صاحبش گفت که این هم مثل اولیه !!
- Collateral فیلم بسیار بسیار قشنگی بود و بسیار بسیار از دیدنش خوش به حالم شد .
- The fifth element میتونست فیلم خوبی باشه اما انقدر عجیب و غریب بود که یک مقدار قضیه رو لوث کرد . در کل بد نبود
چند فیلم ایرانی هم به توصیه رویا جونم از ایران خریدم که اونها هم توی ۵ روز آخر که بی برنامه بودم دیدم :
- ماهی ها عاشق میشوند : که خیلی خیلی قشنگ بود و با اینکه حسابی سیر بودم وقتی دیدمش اما از دیدن اون همه غذای خوش رنگ رو لعاب بازم دلم قیلی ویلی رفت . رویا نونهالی که من از فیلم عروسی خوبان عاشق بازیش شدم خیلی خوب بازی کرد و صد البته رضا کیانیان اما گلشیفته فراهانی گند زد به بازی . احتمالا جزو کارهای اولش بوده .
- فیلم چهارشنبه سوری : بسیار بسیار فیلم قشنگی بود و خیلی روون و قابل لمس . بازی هدیه تهرانی و حمید فرخ نژاد بسیار خوب بود . دست اصغر فرهادی درد نکنه .
کافه ترانزیت : از اون فیلمهای فمینیستی درجه یک با بازی همیشه قشنگ پرویز پرستویی . خوشمان آمد .
۳- مدتها بود دنبال سی دی مولای عشق از علیرضا عصار بودم . پارسال که اومدم ایران پیداش نکردم . امسال به یک مغازه ای گفتم برام آورد . اما وقتی اومدم تا سه هفته نرسیدم گوش کنم بعد که اومدم امین و بچه ها عقب افتاد هم بیکار بودم و هم حالم مساعد شنیدن نوحه مانند بود و چند بار گوشش کردم . ترانه اولش خیلی توجهم رو جلب کرد و سعی کردم متنش رو بنویسم ببینین چقدر قشنگه :
میچکد شک بر سر سجاده ها وای از روزی که افتد پرده ها
سجده بر پست و ریاست میکنیم با خدا هم ما سیاست میکنیم
کو نشانی که شما اهل دلید ؟ جملگیتان بر نماز باطلید
ما خدایان زیادی ساختیم مال مردم را به خود پرداختیم
چون قدم بر خاک خونین داشتیم بذر غیرت بر زمین میکاشتیم
زهر عشق حق به هم داویختیم در رکوعت می به ساغر ریختیم
شیر حق برخیز وقت کار شد بر سر نی رفتنت انکار شد
کاخها گردیده مسجد سرفراز صد رکعت تزویر دارد هر نماز
سجده در مسجد حسینا مشکل است این بنا از دل گر نباشد از گل است
این خسان با مال مردم زنده اند جملگی اندر نماز و سجده اند
دم ز راه و رسم سلمان میزنیم لاف اسلام و مسلمان میزنیم
کاشکی از نسل سلمان میشدیم لحظه ای یک دم مسلمان میشدیم
سجده بر پست و ریاست میکنیم با خدا هم ما سیاست میکنیم
کو نشانی که شما اهل دلید ؟ جملگیتان بر نماز باطلید
و البته خیلی دردناکه که بعضیها به اسم دین دارن حق مردم رو میخورن .
۴- امروز وبلاگ دوست نازنینم رو خوندم و خدا میدونه چقدر غصه خورم و احساس کردم گلوم گرفته و دارم خفه میشم . برای اون و تمام خانمهایی که همراه خوبی ندارن و جامعه هم درکشون نمیکنه . احتمالا تنها راه حلش دست خودشونه . آسون نیست اما عملیه .
