Mon 19 May 2008
وسایل زندگی ، فیلمها و ...
۱- داشتم به همکارم میگفتم ببین من چه وسایلی توی ایران داشتم که اینجا ندارم و هیچ مشکلی هم توی زندگی بوجود نیومده : پلوپز ، زودپز ، بخار پز ، آب میوه گیری ، مخلط کن ( اسموتی ) ، آسیاب ، چرخ گوشت ، آب مرکبات گیر برقی ، همزن ( برای کیک ) ، خرد کن ( برای پیاز و غیره ) - یک سرویس چینی دوازده نفره .
به جای بعضی از اونها ، اینها رو دارم : - یک شبکه توری استیل که میگذارم توی قابلمه و کار بخار پز رو میکنه - یک چند کاره براون که هم زن و مخلوط کن و خرد کن میشه - یک آب مرکبات گیر پلاستیکی
نه تنها تمام کارهام با همینها راه میفته بلکه چقدر خوشحالم که دورم اینقدر شلوغ نیست . راستی چرا آدم اینقدر چیزهای بیخودی دور خودش جمع میکنه ؟
۲- فیلمهایی که دیدیم
The Devil wears Prada : به نظر من عالی بود . شاید به خاطر اینکه پیروی از مد رو به نقد میکشوند که مساله ای هست که من هم باهاش مشکل دارم و همیشه فکر میکنم چرا باید یک نفر دیگه برای من تصمیم بگیره که چی بپوشم و چی نپوشم ؟ مگه من خودم عقلم نمیرسه که چی بپوشم . در هر صورت فیلم بسیار عالی بود با بازی بسیییییییییییییییییییییییییییییییار عالی مریل استریپ و Anne Hathaway خیلی خوشمان آمد .
The Departed به مقدار بسیار زیاد توش خشونت و بکش بکش داشت . اولش یک کم کسالت آور بود اما آخرش خوب بود و کشش داشت . در کل خوب بود
مربای شیرین : فیلم خوبی بود از همه چیزش خوشم اومد غیر از آخرش . یعنی نفهمیدم چی شد
دایره : فیلم خوبی بود اما بعضی صحنه هاش بیخودی کشدار بود .
hair spary: خیلی شاد بود . کلی خودمو سرش الکی تکون دادم . چقدر لباسهاشون شاد و قشنگ بود . خوشمان آمد.
failure to launch: بد نبود . یک مقدار سرش خندیدیم اما خیلی عالی نبود .
golden compass , Iron man , Speed racer : فیلمهایی بودند که اولش رو یک کم دیدم و بعد حوصله ام سر رفت و پاشدم رفتم .البته شادمهر تا آخرش رو با دهن باز دید .
Enchanted : با اینکه کمی تا قسمتی بچگونه بود اما خوشم اومد .
۳- یک موضوع بسیار مهم . من هر چی سرچ کردم یک فرهنگ فارسی به فارسی آنلاین پیدا نکردم . میشه بگین همچین چیزی هست یا نه ؟ و اگر میدونین معنی لغت "عریف" چی میشه همین هم کارم رو راه میندازه . تا جایی که یادمه یک شغل بود . اما بیشتر یادم نمیاد .
شاد باشین
